حجه الاسلام والمسلمین آقای شیخ علی صافی از
حجه الاسلام والمسلمین آقای شیخ علی صافی از
پدر عیال خود نقل میکند که گفته اند:
دکتر علیرضا میرجلیلی هنگامی که در خارج درس میخواند
دوستی داشته که همسر وی مسیحی بوده و دارای دختری سه ساله بوده اند.
آنان هنگام مراجعت از خارج اول به عراق مشرف میشوند
و بعد از زیارت مشاهد مقدسه و عتبات عالیات
به عنوان آخرین زیارت وارد حرم حضرت اباالفضل علیه السلام می شوند.
ناگهان میبینند فرزند سه ساله ی آنان به داخل ضریح اشاره میکند و میگوید:
مامان مامان!این آقایی که داخل ضریح نشسته و دو دست او از بازو قطع شده
کیست؟؟؟!!!
مادرش سراسیمه به او میگوید چه کسی را میگویی؟!کدام آقا؟!
می گوید:این است داخل ضریح نشسته من او را میبینم دو دست ندارد.
مادر حالش دگرگون میشود و همانجا به دین اسلام مشرف میشود.
پدر عیال خود نقل میکند که گفته اند:
دکتر علیرضا میرجلیلی هنگامی که در خارج درس میخواند
دوستی داشته که همسر وی مسیحی بوده و دارای دختری سه ساله بوده اند.
آنان هنگام مراجعت از خارج اول به عراق مشرف میشوند
و بعد از زیارت مشاهد مقدسه و عتبات عالیات
به عنوان آخرین زیارت وارد حرم حضرت اباالفضل علیه السلام می شوند.
ناگهان میبینند فرزند سه ساله ی آنان به داخل ضریح اشاره میکند و میگوید:
مامان مامان!این آقایی که داخل ضریح نشسته و دو دست او از بازو قطع شده
کیست؟؟؟!!!
مادرش سراسیمه به او میگوید چه کسی را میگویی؟!کدام آقا؟!
می گوید:این است داخل ضریح نشسته من او را میبینم دو دست ندارد.
مادر حالش دگرگون میشود و همانجا به دین اسلام مشرف میشود.
- ۴۴۹
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط