{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۹

پارت ۲۹
#عسل
دیانا خوابید منو مهدیس هم خوابیدیم پیشش
۲ روز بعد....
امروز میخاستیم بریم شمال
ممد. منو پانیذ نیکا
رضا . منو عسل هم باهم با وسایل ها
ارسلان. منو دیانا محراب مهدیس هم با هم
حرکت کردیم
ر. عسل ت تاحالا عاشق شدی؟
ع. اره ت چی
ر. اره ولی نمیدونم چطوری بگم بهش
ع. مگ الان هم عاشقشی؟
ر. تازه عاشق یک دخی شدم
با این حرفش ناراحت شدم
ع. خب برو گل هایی ک دوست داره واسش بخر بعد یک حلقه بهش پیشنهاد بده
ر. اها مسی عسل
(یعنی رضا عاشق کی شده؟)
#پانیذ
ن. پانی خوابم میاد
پ. خوب بخواب
ن. بش
ممد. نخواب الان میخوایم بریم رستوران
ن. بش
پ. کی میاد دابسمش؟
ن. من
ممد. من ن بعدا میام
با نیکا دابسمش رفتیم ممد هم یجوری نگاه می‌کرد واقعا از ممد خوشم آمده
بود
دیدگاه ها (۵)

پارت. 30

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ویو ا. تسرم گیج م...

سیلام 🧸 بریم برای پارت گذاری رمان قشنگمون🎀❣️رمان :«استاد مغر...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

رمان توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط