دست من نبود که کنارت ضعیف ترین آدم دنیا مشدم
.
دستِ من نبود... که کنارت ضعیف ترین آدمِ دنیا مےشدم.
دست من نبود ڪه همیشه ی خدا
شاد ترین حالِ من
در شلوغ ترینِ لحظه ها
به قتل می رسید.
دستِ من نبود اگر هربار
آغوشم را به رویت باز مےکردم و تو بی گدار
از من فرار مےڪردی...
همان هنگامی ڪه قلبِ من وابسته تر می شد
و چشم های تو مشڪوک تر...
همان روز هایی ڪه
دستانِ من محڪم تر و آغوشِ تو نا اَمن تر
دلِ من گرم تر و نگاهت سرد تر مےشد،
من اَز تمام شُدَنت باخبر بودم اما
باز هم تو را شروع میڪردم.
دستِ من نبود ڪه هر دفعه
خودم را به خودم مےباختم و این چنین
مغلوب مےشدم...
تا که شاید در این جنگ ها روزی
در ڪنارت به اِسارت در بیایم...
دستِ من نبود
این از دست دادنت و هیچوقت نداشتنت!
.
_عرفاندادمهر
دستِ من نبود... که کنارت ضعیف ترین آدمِ دنیا مےشدم.
دست من نبود ڪه همیشه ی خدا
شاد ترین حالِ من
در شلوغ ترینِ لحظه ها
به قتل می رسید.
دستِ من نبود اگر هربار
آغوشم را به رویت باز مےکردم و تو بی گدار
از من فرار مےڪردی...
همان هنگامی ڪه قلبِ من وابسته تر می شد
و چشم های تو مشڪوک تر...
همان روز هایی ڪه
دستانِ من محڪم تر و آغوشِ تو نا اَمن تر
دلِ من گرم تر و نگاهت سرد تر مےشد،
من اَز تمام شُدَنت باخبر بودم اما
باز هم تو را شروع میڪردم.
دستِ من نبود ڪه هر دفعه
خودم را به خودم مےباختم و این چنین
مغلوب مےشدم...
تا که شاید در این جنگ ها روزی
در ڪنارت به اِسارت در بیایم...
دستِ من نبود
این از دست دادنت و هیچوقت نداشتنت!
.
_عرفاندادمهر
- ۳۱۹
- ۱۲ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط