{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهـــی احساس میڪنَمــ

گاهـــی احساس میڪنَمــ

روی دَستـــــت مــانده اَمــ

خَســتہ اَت ڪَردمـــــ

 خــودَت هَــم نــمــیــدانـــــــی با مَن چــہ ڪــنَــی؟
دیدگاه ها (۱)

چقدر دلم تمام شدن می خواهداز آن تمام شدن هایی که بشود نقطه س...

No sensation like the first time you took my hand and my sh...

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده امدردِ یک اتفاق که شای...

انتظار واژه قشنگی بود برای وقتی که او در راه بودانتظار تلختر...

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

گاهي "عمر" "تلف" ميشود به "پاي" يك "احساس"گاهي "احساس" تلف م...

🌱گاهی اوقات لازم استگوشه ی دنجی بروی و با خودت خلوت ڪنی.جایی...

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

ادامه اگه روز مرد براشون کادو بخریم :تاکئومی : ات : تاکئومی ...

❤️‍🩹🖤 " #پنج شنبه ها "خیرات میڪنم.....آرزوهایی ڪه آرزو ماندن...

dark love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط