{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

dark love

پارت ۲۴

ات و کوک رسیدن خونه

ات: انقدر خسته ام که اصلا حوصله لباس عوض کردن هم ندارم....

کوک: حیف شد امشب کار داشتیم...

ات: عهههه کوک من حاملم تروخدا اذیتم نکن....

کوک: یه بوسه که حق من هست.... نیست؟

ات: باشه حالا بوسه عیب نداره چون پسر خوبی بودی میتونی ثبت نگار هم بکنی...

کوک: خب پس عالی شد

ات لباسش رو عوض کرد و رفت دراز کشید کوک رفت پیشش و گفت:
چطوره شروع کنیم؟

ات: موافقم..

کوک روی ات خیمه زد و یک بوسه پر از حرارت و عشق روی لب های ات گذاشت
ات هم همراهی میکرد....

کوک اروم اروم پایین رفت و کل گردن و ترقوه ات ثبت نگار کرد....

بعد از کلی بوسه عاشقانه به اغوش خواب رفتن...

سیاهی

چند ماه بعد....

ات در اتاق زایمان و کوک و پسر ها توی راهرو نشسته بودن...

چند دقیقه بعد صدای گریه نوزادی کوچیک فضای بیمارستان رو پر کرد....

کوک تا صدای نوزاد رو شنید از جاش بلند شد.... دکتر به سمت کوک اومد و گفت:
خداروشکر هم بچه هم مادر بچه سالم هستن....

کوک تشکر کرد و رفت پیش ات

ات با ظاهری خسته داشت به دخترشون که کنارش بود نگاه میکرد کوک اومد و گفت:
خسته نباشی

ات: مرسی

کوک اروم پیشونی ات رو بوسید و دخترشون دایانا رو در اغوش گرفت....
دیدگاه ها (۲)

dark

the first lie

dark love

dark love

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

dark love

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

dark love

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

تکپارتی جونگ کوک

پارت ۱۹۵

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط