{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا شعری نمی گویی،

چرا شعری نمی گویی،
برای حال تبـــــدارم؟

چه میخواهی تو از جانم؟
که دست از عشق بردارم؟

به من احساس غم دادی
چقدر از زندگی سیرم

چه کردی با دل تنگم،
که بی اندازه می بارم
دیدگاه ها (۴)

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

😞🧡... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

عاشقانه های شبنم

رها🦋چقدر غم انگیزه حال زنی کهتو زندگی ای گیر افتاده که دیگه ...

اگر عشق شهریار را می‌توانستم اندازه بگیرم، می‌گفتم که چقدر د...

عاشقانه های شبنم

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط