امروز شاهدیه ماجرای تلخ توخیابون بودم...
امروز شاهدیه ماجرای تلخ توخیابون بودم...
مردجوونی بساط دست فروشی شو کنار پیادرو به پا کرده بود که مامورا اومدن سراغش...
خیلی دردناک بود...
جوون:برم دزدی؟؟برم ازدیوارملت برم بالا؟؟؟یاقاچاق فروشی کنم؟؟؟من بیکارم باید چیکارکنم؟؟
چندتا خانوم که میانسال بودن حرفشوتاییدمیکردن وتکرار میکردن...جوونه بیچاره بره دزدی؟بره قاچاق فروشی چیکارش دارین آخه...
یه خیابون پایین تر پیرمردی روکارتون جوراب میفروخت..
مرد میانسالی که بیسیم دستش بود اومدوباپازد همه کاسه کوزه پیرمرد بهم زد اون بیچاره چیزی نمیگفت میگفت باشه الان میرم الان میرم معذرت خواهی میکرد ازاون مامور...
مردجوونی بساط دست فروشی شو کنار پیادرو به پا کرده بود که مامورا اومدن سراغش...
خیلی دردناک بود...
جوون:برم دزدی؟؟برم ازدیوارملت برم بالا؟؟؟یاقاچاق فروشی کنم؟؟؟من بیکارم باید چیکارکنم؟؟
چندتا خانوم که میانسال بودن حرفشوتاییدمیکردن وتکرار میکردن...جوونه بیچاره بره دزدی؟بره قاچاق فروشی چیکارش دارین آخه...
یه خیابون پایین تر پیرمردی روکارتون جوراب میفروخت..
مرد میانسالی که بیسیم دستش بود اومدوباپازد همه کاسه کوزه پیرمرد بهم زد اون بیچاره چیزی نمیگفت میگفت باشه الان میرم الان میرم معذرت خواهی میکرد ازاون مامور...
- ۷۲۶
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط