{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یک جور دوست داشتنِ جان دار و پر و پیمان میخواهد

دلم یک جور دوست داشتنِ جان دار و پر و پیمان میخواهد
که نترسم از رفتن هایِ بی بازگشت,
از دست دادنِ بی دلیل
دلم یک جوری از آن دوست داشتن هایِ دوطرفه یِ پر از اعتماد و اطمینان میخواهد که بدانی هر کجای دنیا که باشد خیالت از بابتَش تخت و راحت است
نمیترسی با دیگری خو کند,
نمیترسی دوست داشتنش در یک مرحله از زمان کم و ناچیز شود
دغدغه ی از دست دادن روحت را خراش ندهد
یک دوست داشتنی که فقط آرامش باشد و مهر.
نه بجنگی برای بدست اوردنش
و نه دنبالِ ثابت کردنِ دوست داشتن جلویِ چشمهایش باشی.
که نه ترسِ امتحان کردنش را داری
نه هولِ تنها بودنت,
که به دور از هر تعصب و غیرتی اول رفیقِ شفیقَت باشد
پایِ دیوانه بازی هایت باشد,
پر از رازهایِ دونفری
خنده هایِ یواشکی
پیامهایِ هیجانی باشد.
دوست داشتنی که غروبِ هر روزِ دلگیری
لَم بدهی در آغوشش,
که به نفسهایِ آرامش گوش کنی
و نبضَش زیرِ گوشهایش
قشنگ ترین سمفونیِ زندگی ات شود.
.
دیدگاه ها (۱)

از اینجا میرومــ...روزی تو میمانی و فصلی زرد،بگــو...با این ...

پاییزدخترکی غمگین استکه موهایش را باد نوازش می کند،نه معشوقش...

#پاییز از چشمان پیرزن شروع شداز صدای گنجشک های کوچک لب حوضاز...

#Art

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط