{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پاییز از چشمان پیرزن شروع شد

#پاییز از چشمان پیرزن شروع شد
از صدای گنجشک های کوچک لب حوض
از نارنجی رنگ پریده خرمالوهای باغچه همسایه
از برگ ریزان که مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشید
پاییز نگاه خشکیده پیرزن بود
بر تنِ خسته کوچه
و صدای خش خشِ آرزوهایش
در زیر قدم های سُستش
و غروبی که با تمام خاطراتش کم کم غروب میکرد.
دیدگاه ها (۲)

دلم یک جور دوست داشتنِ جان دار و پر و پیمان میخواهدکه نترسم ...

از اینجا میرومــ...روزی تو میمانی و فصلی زرد،بگــو...با این ...

#Art

#Art

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵⁹_امروز با همیشه فرق داری..یا شاید فقط...

پارت بیستم

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط