{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری دختری رو خیلی دوست می داشت رفت خواستگاریش

پسری دختری رو خیلی دوست می داشت رفت خواستگاریش
دختره ب پسره گفت حقوقی که تو توی ی ماه میگیری برابر خرج یک روزه منه
پس چطور انتظار داری باهات عروسی کنم
پسره گفت آخه من تو رو دوست دارم و می خوامت
دختر گفت برو یکی دیگه پیدا کن
بعد ده سال دختره و پسره اتفاقی به هم برخوردن دختره ب پسره گفت الان با یکی عروسی کردم که حقوقش 10برار حقوق توه پسره با این حرفا اشک از چشاش جاری شد در همین حال شوهره دختر اومد و به پسره گفت رئیس تو اینجایی با زنم اشنات میکنم
شوهره ب دختر گفت این رئیس کاره منه خیلی وقت پیش خودش یکیو دوست داشته و الانم ب احترام اونوقت هنوز ازدواج نکرده اگه دختره باش عروسی میکرد خیلی خوشبخت میشد دختره دهنش بند اومد و ی حرفم نزد
پس آگاه باش هوادر حال تغییر است و همون هوای قبلی نمیمونه
پسره روزی کارگربوده حالا رئیس شرکت شده
هیچ وقت بلند پرواز نباش و به دیگران کوتاه بینی نکن که زمانه گذران است... 
دیدگاه ها (۵)

با خواهرت شوخی کن، ماچش کن، بغلش کن، حمایتش کن واحترامش رو ...

کنار دریا صبح

عشق مافیاییپارت ۱۱ویو ات:داشتیم میرفتیم سمت کلاس که... هیچی ...

فرشته زندگی من

از این به بعد شرط میزارم و بعد پارت رو میزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط