{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 9

پارت 9
پادشاهی اژدها‌نمايان
وقتی سایه تقریبا توی ۵ قدمی بلارز قرار داره کاملا مشخصه.
اون سایه متعلق به شخصی یا اگه بخوام بهتر بگم مردی حدود ۲۵ ساله و قد بلنده که لباس های کهنه و پاره ی مخصوص زندان تنشه. اون مرد که ظاهرا حدودا ۲۰ سانتی متر قدش از قد بلارز بلند تره به بلارز خیره شده. از چشمای سبز روشن و تیره ی خودش به چشمای سیاه بلارز.
- تو کی هستی؟
بلارز هنوز توی شوکه. چون واقعا چند درصد احتمال داره آدم توی یه روز این همه چیز عجیب و غریب ولی واقعی بفهمه و شوکه نشه؟ نزدیک صفر درصد.
- ازت پرسیدم کی هستی؟ نکنه لالی؟ یا شایدم کر.
ممن؟ چرا؟
- چرا؟؟ تو اومدی توی سلول من اونوقت من نباید بدونم تو کی هستی؟
به خواست خودم که اینجا نیستم.
- بلاخره مهم اینه که اینجایی. حالا اسمت چیه؟
بلارز..
- ها؟ بلارز؟ ثابت کن.
چی میگی؟؟ از کجا ثابت کنم؟؟ اصن برای چی؟؟؟
- اون بلارزی که من میشناسم یه خال نقطه مانند کنار فک چپش داشت.
ایان با دستش چونه ی بلارز و میگیره و صورتش و به سمت راست کج میکنه تا بتونه درست و خوب حتی با وجود نور کم سلول سمت چپ صورت بلارز و ببینه.
- هوی‌‌..
ایان وقتی همون خال نقطه مانندی که یادش بود و میبینه پوزخند میزنه.
- ها؟ اصن تو کی هستی؟ منو از کجا میشناسی؟ اسمت چیه؟
پوزخند ایان گشادتر میشه.
- اینش دیگه مهم نیس. خودت و خیلی درگیر نکن.
یعنی چی آخه؟؟
دیدگاه ها (۰)

پارت 10پادشاهی اژدها‌نمايان - چیشد که کارت به اینجا کشید؟+ ب...

درود. ایشون بلارزه. با کیفیت ترین البته تنها عکسی که ازش داش...

پارت 8پادشاهی اژدها‌نمايان - هوی آشغالای عوضی منو کجا میبرین...

پارت 7پادشاهی اژدها‌نمايان - و یه عده از انسان ها که مثلا خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط