Bd d
Bₐₙd ₐᵢd
ₚₐᵣₜ : ²⁰
+ پس اون روزو یادت نمیاد ؟!
با پوزخند گفت و به تهیونگ نگاه کرد
_ انقدر حالت بد بوده که حتی نفهمیدی اون من نبودم؟!
و با تمسخر خندید
+ چی؟!
_ بهت مواد مخدر تزریق کردم ، فکر نمیکردم انقد روت اثر بزاره که هرکسی رو من ببینی
آلیا با شوک به تهیونگ نگاه کرد
+ چی؟!
_ همین که شنیدی ، حالا گمشو بیرون از خونم
+ این پایانش نیست تهیونگ
و با عجله از عمارت بیرون دوید
تهیونگ آرام به جونگکوک نزدیک شد و بدن کوچکش را در آغوش گرفت
_ چرا گریه میکنی ؟! واقعا حرفهای اونو باور کردی ؟!
جونگکوک با چشمای تیله ایش به تهیونگ نگاه کرد و آرام در آغوشش فرو رفت
آرام بوسه ای به پیشانی جونگکوک گذاشت و موهاشو نوازش کرد
_ دیگه گریه نکن
و با دستش اشک هایش را پاک کرد
+ چ...چرا بهم نمیگیه اتفاقی افتاده ؟!
صدایش به اندازه یه زمزمه پایین بود
_ هیچ اتفاقی نیفتاده باور کن
جونگکوک آرام سرش را روی سینه تهیونگ گذاشت و سکوت کرد
تهیونگ آرام جونگکوک را نوازش کرد بعد از اینکه یکم آروم شد سعی کرد بحثو عوض کنه
_ نظرت چیه بریم یکم دور بزنیم
+ کجا ؟
_ نمیدونم ، میتونیم بریم تو یه پارک بشینیم ، یا بریم بستنی بخوریم ، یا هرجای دیگه که بخوای
+ باشه
_ پس برو لباساتو عوض کن
سرش را به نشانه تائید تکان داد و به سمت اتاق رفت
....
آرام روی نیمکت نشستن ، توی زمین بازی پارک در از بچه های کوچولو بود که میدویدند و بازی میکردند .
جایی که نشسته بودند خلوت بود و خیلی کسی از آنحا رد نمیشد
با احساس چیز نرمی که دور پاهایش میپیچید سرش را پایین آورد و بچه گربه ای رو دید
آروم بغلش کرد و دستی روی سرش کشید
_ مامانش کجاست ؟
تهیونگ پرسید و به گربه کوچولویی که روی پای جونگکوک جا خوش کرده بود و زیر نوازش هایش با رضایت خر خر میکرد نگاه کرد
+ شاید گم شده
گربه صورتش را به لباس جونگکوک مالید و سعی کرد با جونگکوک بازی کنه
+ خیلی شیطونه
و مشغول بازی کردن با گربه کوچولو شد
تهیونگ با دیدن جونگکوک که میخندید و با گربه بازی میکرد لبخندی روی صورتش شکل گرفت ، میتونست تمام روز اونا رو تماشا کنه
_ دوست داری نگهش داری ؟
+ میتونم ؟!
و چشمای گرد و تیله ایش که از خوشحالی برق میزد به تهیونگ نگاه کرد
....ادامه دارد
صبحتونـــــــــــــ به زیبایی چشمای جونگکوک :)
تصمیم گرفتم شرط بزارم 🦦😂
ₗᵢₖₑ : ⁴⁵
Cₒₘₘₑⁿₜ : ³⁰
ها ها ها ها ها ها ها ها ها 😈 😈 ( خنده شیطانی مثلا )
ₚₐᵣₜ : ²⁰
+ پس اون روزو یادت نمیاد ؟!
با پوزخند گفت و به تهیونگ نگاه کرد
_ انقدر حالت بد بوده که حتی نفهمیدی اون من نبودم؟!
و با تمسخر خندید
+ چی؟!
_ بهت مواد مخدر تزریق کردم ، فکر نمیکردم انقد روت اثر بزاره که هرکسی رو من ببینی
آلیا با شوک به تهیونگ نگاه کرد
+ چی؟!
_ همین که شنیدی ، حالا گمشو بیرون از خونم
+ این پایانش نیست تهیونگ
و با عجله از عمارت بیرون دوید
تهیونگ آرام به جونگکوک نزدیک شد و بدن کوچکش را در آغوش گرفت
_ چرا گریه میکنی ؟! واقعا حرفهای اونو باور کردی ؟!
جونگکوک با چشمای تیله ایش به تهیونگ نگاه کرد و آرام در آغوشش فرو رفت
آرام بوسه ای به پیشانی جونگکوک گذاشت و موهاشو نوازش کرد
_ دیگه گریه نکن
و با دستش اشک هایش را پاک کرد
+ چ...چرا بهم نمیگیه اتفاقی افتاده ؟!
صدایش به اندازه یه زمزمه پایین بود
_ هیچ اتفاقی نیفتاده باور کن
جونگکوک آرام سرش را روی سینه تهیونگ گذاشت و سکوت کرد
تهیونگ آرام جونگکوک را نوازش کرد بعد از اینکه یکم آروم شد سعی کرد بحثو عوض کنه
_ نظرت چیه بریم یکم دور بزنیم
+ کجا ؟
_ نمیدونم ، میتونیم بریم تو یه پارک بشینیم ، یا بریم بستنی بخوریم ، یا هرجای دیگه که بخوای
+ باشه
_ پس برو لباساتو عوض کن
سرش را به نشانه تائید تکان داد و به سمت اتاق رفت
....
آرام روی نیمکت نشستن ، توی زمین بازی پارک در از بچه های کوچولو بود که میدویدند و بازی میکردند .
جایی که نشسته بودند خلوت بود و خیلی کسی از آنحا رد نمیشد
با احساس چیز نرمی که دور پاهایش میپیچید سرش را پایین آورد و بچه گربه ای رو دید
آروم بغلش کرد و دستی روی سرش کشید
_ مامانش کجاست ؟
تهیونگ پرسید و به گربه کوچولویی که روی پای جونگکوک جا خوش کرده بود و زیر نوازش هایش با رضایت خر خر میکرد نگاه کرد
+ شاید گم شده
گربه صورتش را به لباس جونگکوک مالید و سعی کرد با جونگکوک بازی کنه
+ خیلی شیطونه
و مشغول بازی کردن با گربه کوچولو شد
تهیونگ با دیدن جونگکوک که میخندید و با گربه بازی میکرد لبخندی روی صورتش شکل گرفت ، میتونست تمام روز اونا رو تماشا کنه
_ دوست داری نگهش داری ؟
+ میتونم ؟!
و چشمای گرد و تیله ایش که از خوشحالی برق میزد به تهیونگ نگاه کرد
....ادامه دارد
صبحتونـــــــــــــ به زیبایی چشمای جونگکوک :)
تصمیم گرفتم شرط بزارم 🦦😂
ₗᵢₖₑ : ⁴⁵
Cₒₘₘₑⁿₜ : ³⁰
ها ها ها ها ها ها ها ها ها 😈 😈 ( خنده شیطانی مثلا )
- ۲۹۸
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط