{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bd d

Bₐₙd ₐᵢd
ₚₐᵣₜ : ⁸

تهیونگ وارد شد و به جونگکوک نگاه کرد
_ زود حاضر شو باید بریم یه جایی
صدایش نسبت به قبل کمی نرم تر شده بود اما هنوز سرد بود
+ ک‌‌‌...کجا ؟
با کمی ترس پرسید

_ جای بدی نیست ، فقط...به مهمونیه
+ مهمونی ؟
و با چهره ای گیج به تهیونگ نگاه کرد

تهیونگ درحالی که در کمد را باز می‌کرد لب زد
_ اره ، یه مهمونی مافیاییه که بابام برای من گرفته
+ من....چرا باید بیام ؟
صدایش کمی میلرزید و نشانه ای از ترس داشت

تهیونگ لحظه ای از بررسی کردم لباس ها دست کشید و به جونگکوک چشم دوخت
_ خب....فقط نمی تونم تنها برم تو مهمونی پس....میخوام باهم بریم

و یک دورس ساده به همراه یک شلوار جین که کاملا بدن زیباشو می پوشاند از توی کمد درآورد و به سمت جونگکوک گرفت
_ بیا اینو ببپوش ، توی ماشین همه چیزو بهت توضیح میدم الان وقت نداریم باید سریع بریم

جونگکوک با تردید لباس را گرفت و به تهیونگ نگاه کرد
+ با....باشه

سرش را به نشانه تایید تکان داد و از اتاق خارج شد و به سمت اتاقش رفت و کت شلوارش را پوشید و از اتاقش خارج شد .

از پله ها پایین رفت و جونگکوک را کنار در دید که با ظاهر کیون و مظلومش اونجا منتظر تهیونگ ایستاده بود .

توی اون لباس مثل فرشته ها شده بود ، چشمای تیله ایش با کنجکاوی برق میزد و چتری های بلندش تا روی ابروهاش اومده بود .

تهیونگ لحظه ای خشکش زد ، چطور یه همچین فرشته زیبایی اومده رو زمین ؟ اون ظاهر معصوم و زیبا داشت قلبشو ذوب میکرد .
....ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁷سینی را از تهیونگ گرفت و بعد از رفتن تهیونگ ...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁶وقتی لباسش را بالا زد ، کمر باریک و شکم سفید...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁵بعد از رفتن تهیونگ ، دستش را روی قلبش که به ...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁴بعد از رفتن تهیونگ ، دستش را روی قلبش که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط