{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قضاوت زودهنگام ممنوع

قضاوت زودهنگام ممنوع:

دختر کوچولوی ملوس دو تا سیب در دو دست داشت. در این موقع مادرش وارد اطاق شد. چشمش به دو دست او افتاد. گفت، "یکی از سیباتو به من میدی؟" دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به این سیب و سپس آن سیب. اندکی اندیشید. سپس یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب. لبخند روی لبان مادرش ماسید. سیمایش داد میزد که چقدر از دخترکش نومید شده است. امّا، دخترک لحظه‌ای بعد یکی از سیب‌های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت، "بیا مامان این سیب شیرین‌تره!" مادر خشکش زد. چه اندیشه‌ای به ذهن خود راه داده بود و دخترکش در چه اندیشه بود.
هر قدر باتجربه باشید، در هر مقامی که باشید، هر قدر خود را دانشمند بدانید، قضاوت خود را اندکی به تأخیر اندازید و بگذارید طرف مقابل شما فرصتی برای توضیح داشته باشد.
دیدگاه ها (۷)

گاهی وقتا دوست دارم لباس جسممو دربیارم تا روحم بتونه راحت پر...

ﻟﻌﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﺎ ﮐﻪ ﻧﻪ ، ﮐﺎﺭ ﺧﺪﺍﺳﺖﺁﯾﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﺜﺒﺖ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﻋﺎﺳﺖﻟﻌﻦ ﺍﮔﺮ ...

بگو عاشقتر از مولای ما کیست عل...

برو ای داعش خناس،که من زینبی اماز سرم باک ندارم که حسین مذهب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط