جواهر بخش ای
"جواهر بخش ای"
𝔓𝔞𝔯𝔱 5
داشتم میرفتم که یهو
راکی : هی دانش آموز انتقالی بیا اینجا بشین ،
جی جی : نه مرسی من کار دارم
اونجا رو ترک کردم و رفتم سالن خودمون
از پله ها بالا رفتم و توی یه کلاس نشستم اما باز به اون کیفر احمق برخوردم .
داشتم میرفتم بیرون که کیفر جلومو گرفت ،
کیفر : کجابشین باید غذا تو باهام نصف کنی
جی جی : چرا باید غذای خودمو باهات نصف کنم مگه خودت غذا نداری ؟
کیفر : نیاوردم
جی جی : باشه اما زیاد نخور
قاشق رو دادم بهش وقتی خورد محو صورتش شدم که متوجه شد .
کیفر: اونجوری به، زل نزن!
سریع قاشوقو ازش گرفتم و شروع به خوردن کردم .
پرش زمانی به ۲ روز بعد
صبح پاشدم و دوش گرفتم و موهامو بستم وسایلم رو برداشتم و کوله ام رو روی دوشم انداختم و رفتم پایین تا صبحونه بخورم .
داشتم وارد آشپز خونه میشدم که یه صدایی شنیدم
خاله جما: آنجلو ببین میدونم اما اون خواهرشه
انجلو: من از اون دختر خوشم نمیاد، جی جی کم بود الان اون هم اضافه میشه !
خاله جما :نگران نباش خودم درستش میکنم.
اریس : جی جی بیا صبحونه امادس
جی جی : باشه الان میام
از حرف های خاله جما تعجب کردم منظورش کی بود
جنا کره س نه بابا چیمیگم .
بعد خوردن صبحونه به سمت مدرسه راه افتادم
......
اینم پارت پنجم 🍷🎀🦋
𝔓𝔞𝔯𝔱 5
داشتم میرفتم که یهو
راکی : هی دانش آموز انتقالی بیا اینجا بشین ،
جی جی : نه مرسی من کار دارم
اونجا رو ترک کردم و رفتم سالن خودمون
از پله ها بالا رفتم و توی یه کلاس نشستم اما باز به اون کیفر احمق برخوردم .
داشتم میرفتم بیرون که کیفر جلومو گرفت ،
کیفر : کجابشین باید غذا تو باهام نصف کنی
جی جی : چرا باید غذای خودمو باهات نصف کنم مگه خودت غذا نداری ؟
کیفر : نیاوردم
جی جی : باشه اما زیاد نخور
قاشق رو دادم بهش وقتی خورد محو صورتش شدم که متوجه شد .
کیفر: اونجوری به، زل نزن!
سریع قاشوقو ازش گرفتم و شروع به خوردن کردم .
پرش زمانی به ۲ روز بعد
صبح پاشدم و دوش گرفتم و موهامو بستم وسایلم رو برداشتم و کوله ام رو روی دوشم انداختم و رفتم پایین تا صبحونه بخورم .
داشتم وارد آشپز خونه میشدم که یه صدایی شنیدم
خاله جما: آنجلو ببین میدونم اما اون خواهرشه
انجلو: من از اون دختر خوشم نمیاد، جی جی کم بود الان اون هم اضافه میشه !
خاله جما :نگران نباش خودم درستش میکنم.
اریس : جی جی بیا صبحونه امادس
جی جی : باشه الان میام
از حرف های خاله جما تعجب کردم منظورش کی بود
جنا کره س نه بابا چیمیگم .
بعد خوردن صبحونه به سمت مدرسه راه افتادم
......
اینم پارت پنجم 🍷🎀🦋
- ۲.۲k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط