{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جواهر بخش ای

"جواهر بخش ای "
𝕻𝖆𝖗𝖙 6
بعد خوردن صبحونه به سمت مدرسه راه افتادم .
رسیدم تو سالن نشستم رو نیمک و با خوراکی مشغول میشدم که همه اومدن
فلیکس : جی جی غذا داره حمله
جی جی : عوی آروم به واستون بيسکوئيت اوردم داشتم به بچه ها میدادم که یهو یه پسر با موی قرمز اومد جلوم و همه بچه ها با داد گفتن یوری تو دستش کلی کیسه بود و کیسه هارو داد به بچه ها
پسره اومد جلوم و گفت
یوری : چرا با دوستام مثل سگ رفتار میکنی ؟
جی جی : من با دوستات عین سگ رفتار نمیکنم فقط بهشون خوراکی دادم ،
یوری روبه فلیکس
یوری : این کیه ؟
فلیکس : جی جی انتقالی جدیده وقتی تو نبودی اون به ما خوراکی میداد.
جی جی : آبرومو دادم بالا و بهش نگاه کردم
یوری: داشتم میرفتم پیش کیفر عجیبه که یه دختر اومده کلاس ما و از اومدنش پشیمون نشده
یوری روبه فلیکس: کیفر از اومدنش خبر داره ؟
فلیکس : آره هنوز هیچ کاری نکرده .
رفتیم پیش کیفر از کیفر پرسیدم
یوری : کیفر این کیه چیکار میکنیم باهاش
کیفر : نگران نباش یوری از اومدنش به این کلاس پشیمونش میکنم .
.....
دیدگاه ها (۸)

من اومدم ببخشید چند روز نبودم

بچه هاممم

"جواهر بخش ای"𝔓𝔞𝔯𝔱 5داشتم میرفتم که یهو راکی : هی دانش آموز ...

"جواهر بخش ای"𝔓𝔞𝔯𝔱 3گفتم : سلام ببخشید بخش ای کجاست ؟یارو: ت...

#سناریو#سونگمینوقتی بستنیشو...( سناریو کوتاه )ویو ا.تامروز پ...

۳ عاشق از خواب بیدار شدم وای باید بلند شم دوباره برم مدسه خس...

قلب سنگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط