تک پارتی غمگین از تهیونگ

تک پارتی غمگین از تهیونگ
ویو ا.ت
این چند روز تهیونگ اصلا بهم اهمیت نمیده و منم با خودم میگم خب حتما سرش شلوغه و منم تصمیم گرفتم امروز که تولدشه براش کیک و غذای مورد علاقشو درست کنم ببرم شرکتش
ویو تهیونگ
دیدم منشیم در زد و گفت یه خانم اومده میگه یکی از اشناهاتون هستن منم گفتم بگو بیاد
(علامت ها
تهیونگ:+
ا.ت:&
&: سلام تهیونگ خوبی عزیزم
+: تو اینجا جیکار میکنی(خیلی خیلی سرد جوابشو داد)
&: امروز تولدته برات کیک و غذای مورد علاقتو اوردم(بغض شدید اینو گفت)
+: بزار اینجا هری(سرد)
&: وقتی تهیونگ اینجوری گفت با بغض اومدم بیرون و با یه ماشین تصادف کردم و دیگه هیچی ندیدم و سیاهی
+:وقتی که ا.ت رفت یه حس بدی داشتم از بیمارستان بهم زنگ زدن گفتن ا.ت تو اتاق عمله و من سریع رفتم بیمارستان و بعد از 4 ساعت دکتر اومد بیرون و من سریع رفتم پیشش و گفتم
+: حال همسرم چطوره
دکتر: متاسفانه ایشونو از دست دادیم

دوباره گذاشتم بسوززززززز
دیدگاه ها (۹)

یکم حق

حق تا ابد کسی اسم دختره رو میدونه

هرکی این کارو کرده بدونه هیچ وقت نمیبخشمش منم از حرصش دوباره...

مامانم به خودش اجازه داده داخل گوشیم سرک بکشه و من از این مض...

پارت 12خون تو رگام جم شد....ویو جونگکوک یه نفس عمیق کشیدم بع...

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

تهیونگ تک پارتی غمگینا/ت : سلام من ا/تم و ۲۰ سالمه ، من و ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط