{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را ...
دیدگاه ها (۵)

چه وصفی کنم ؟!هیـــــچ نمیگنجد در دایره ی اوصاف تــــــوفقط ...

ﺁﺩﻣﻬــﺎﯼ ﺩﯾـﺎﺭ ﻣـﻦ، ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ.ﭘﺎﯾﯿـﺰ، ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛...

ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ،ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ !!...ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭ...

گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چونآرزوهایم بلن...

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

مردی که در کنارم بود

بعدش عکس گرفتیم بعد من برگه برده بودم برام یادگاری نوشت.. وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط