{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابودرداء می گوید:شبی امیرالمؤمنین(ع) در حال مناجات دیدم.

ابودرداء می گوید:شبی امیرالمؤمنین(ع) در حال مناجات دیدم. در حالی که اشک می ریخت و مانند مار گزیده به خود می پیچید، می گفت: «آه! آه! از توشه اندک و سفر طولانی و انیس و همنشین کم! آه از آتش که جگرها را بریان کند و پوست بدن را پُر کند، آه از آتشی که خرمن گستراند."
صدایی نشنیدم.گمان کردم خوابیده، او را تکان دادم دیدم شبیه چوب خشک است. به حضرت زهرا(س) اطلاع دادم، فرمود: این حالت هر شب اوست.
--
#نماز_شب
#یا_علی
دیدگاه ها (۳)

کار های پیچیدهجنگ، کار پیچیده ای است. مدیریت جنگ و فرماندهی ...

سلامان شا الله که حال همه ی دوستان ویسگونی بالاخص خانم های م...

حضرت آیت الله بهجت:خدا کند یقین برای انسان روزی شود، آیا آدم...

امام صادق علیه السلامهرکس پیاده به زیارت امام حسین (ع) بیاید...

۱آنقدر مواد کشیده بودم که جاده را ابریشمی می‌دیدم .نور اندک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط