{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ از حال من پرسیده ای، خوبم خیالی نیست

‍ از حال من پرسیده ای، خوبم خیالی نیست
خوبم عزیزم غیر دلتنگی ملالی نیست

خوبم اگرچه در جهان تیره ام هرگز
غیر از _چرا آواره ام_دیگر سوالی نیست
در فال های کهنه ی رمال پیر شهر
جز _او نمی آید _برایم هیچ فالی نیست
غربت برایم اضطراب آشنایی بود
وقتی که در شهرم رفیق ایده آلی نیست
آتش گرفته از درون اندیشه ام انگار
هرچند در قلبم اثر از اشتعالی نیست
گفتی که عید از راه می آید صبوری کن
محبوب من این قصه جز تغییر سالی نیست
این سال های بی فروغ حسرت آلوده
بر گردن تقویم ها غیر از وبالی نیست
ای وای بر من باز تلخی می کنم باتو
خوبم عزیزم غیر _دلتنگی_ملالی نیست...
دیدگاه ها (۸)

آرام تر با واژه هایم روبه رو شوتو التهاب دفترم را می شناسی"ا...

دخترگل های وحشی غنچه ی سرخ انارمهربان ترباش قدری بامن چشم ان...

فقط دیوانه می داند به پا زنجیر یعنی چهو معنا می کند محکوم بی...

من به پاهای خودم قول رسیدن دادم به خودم وعده ی پرواز و پریدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط