{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید دستِ حادثه را بگیرم

باید دستِ حادثه را بگیرم
دور شویم از این هیایویِ بی مهری
باید جایی درست
رو به رویِ بغض هایت
رُخ بدهیم
در آغوشت بگیریم
ما که گناهی نکرده ایم
جز عشق
که حالا دور از هم
روز و شب می شماریم
تا یک روز
روزگار از سرِ بی حوصلگی
ما را کنارِ هم بنشاند
و منت بگذارد یک عمر بر سرمان
نه عزیزِ دل !
خودم دست به کار می شوم
همین روزها
پیدا می شویم
رُخ می دهیم
و ثبت می کنیم
بزرگترین اتفاقِ تاریخِ بی عاطفگی ها را
ما
عاشق می شویم!
دیدگاه ها (۱)

گاهی وقتاحرفای دلتاینقدرخصوصی میشودآنقدردرک کردنحالت سخت میش...

نامه اے که نوشتےهرگز نگرانم نکرد ...گفته اےبعد از اینمرا دوس...

چند سال که بگذرهسنت که بالا بره مے فهمی اوه چقدر دیگه من من ...

بُگذار همه که به خواب رفتندآرام آرامروی پنجه های پایتبیا و ک...

وادار کردن ترامپ به اصلاح توییت خود در خصوص بازگشایی تنگه هر...

جاده صاف کنی برای ترامپ در لباس پیغمبر!برخی نظرات بزرگترین ف...

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط