part:10
سوجین ویو
به سمت کمد لباسام رفتم و یک کت و شلوار رسمی انتخاب کردم آرایش ساده ای کردم و به آدرس دوباره نگاهی انداختم و سوار ماشینم شدم و به سمت شرکت راهی شدم پس از چند مین که رسیدم به سمت طبقه سه حرکت کردم به سمت منشی رفتم و لبخندی زدم :سلام من پارک سوجینم برای پیشنهاد همکاری اومدم
منشی :اوه بله خوش اومدید شما قراره جای من بیاید
سوجین :باعث افتخاره ..جسارتا اتاق مدیر از کدوم سمته؟
که صدایی از پشت سرم نظرم رو جلب کرد : دنبال من میگشتین؟
سرم رو چرخوندم با پسری مواجه شدم که موهای ژل خوردش کاملا دقیق سر جاشون قرار گرفته بودن و کت شلوار مرتبش و از همه این قضیه ها که بگذریم صورتش که با بشکنی که جلو صورتم صدا داد از فکر اومدم بیرون :خانم پارک ؟
سوجین :امم.. ببخشید سلام
جیمین لبخندی زد و ادامه داد : سلام بفرمایین توی دفترم
همراهش به سمت دفترش رفتیم در رو بست و نشست پشت میزش: لطفاً بشینید
آروم سر تکون دادم و میز رو به رویی نشستم
جیمین :خوش حالم که میبینمتون خیلی وقته دنبال منشی میگردم چون خانم لی (منشی قبلی) به تازگی بچشون زا//یمان کرده و باید مراقب دخترش باشه واسه همین تصمیم گرفتم استرس سرکار رو نداشته باشه و توی خونه کار هارو انجام بده اما کسیو احتیاج داشتم که حضوری در دفترم قرار داشته باشه سر جلسه ها همراهم باشه و سفر های خارجی هم بتونه باهام بیاد وقتی تهیونگ تورو پیشنهاد کرد خیالم راحت شد که میتونم اعتماد کنم و اینکه زیاد حرف زدم من در خدمتم تا سوالی دارید بپرسید
سوجین ویو
انقدر خوش برخورد و مهربون بود احساس کردم من رئیسم و اون منشیم با انگشتام بازی کردم و بعد چند ثانیه گفتم : میتونین یکم درمورد ...شرایط و حقوقش توضیح بدین ؟
جیمین: بله حتما ..کار اسونیه فقط باید به تلفن ها جواب بدین و پرونده هارو مرتب کنید با من در جلسات حضور داشته باشین و اگر سفر کاری ای پیش اومد همراهم بیاید درمورد حقوق هم هرچقدر مد نظرتون باشه
بلاخره صحبت ها تموم شد )
جیمین :من دارم امشب به خونه تهیونگ میرم همینطور که متوجه شدم دوست ات هستین دوست دارید با من بیاید
سوجین :نه زشته شما برید خوش بگذره
جیمین : زشت تهیونگه نه این قضیه
از این حس رفاقت صمیمیشون خندم گرفت : باشه
....
#بی تی اس #تهیونگ/ فیک /فیک بی تی اس
به سمت کمد لباسام رفتم و یک کت و شلوار رسمی انتخاب کردم آرایش ساده ای کردم و به آدرس دوباره نگاهی انداختم و سوار ماشینم شدم و به سمت شرکت راهی شدم پس از چند مین که رسیدم به سمت طبقه سه حرکت کردم به سمت منشی رفتم و لبخندی زدم :سلام من پارک سوجینم برای پیشنهاد همکاری اومدم
منشی :اوه بله خوش اومدید شما قراره جای من بیاید
سوجین :باعث افتخاره ..جسارتا اتاق مدیر از کدوم سمته؟
که صدایی از پشت سرم نظرم رو جلب کرد : دنبال من میگشتین؟
سرم رو چرخوندم با پسری مواجه شدم که موهای ژل خوردش کاملا دقیق سر جاشون قرار گرفته بودن و کت شلوار مرتبش و از همه این قضیه ها که بگذریم صورتش که با بشکنی که جلو صورتم صدا داد از فکر اومدم بیرون :خانم پارک ؟
سوجین :امم.. ببخشید سلام
جیمین لبخندی زد و ادامه داد : سلام بفرمایین توی دفترم
همراهش به سمت دفترش رفتیم در رو بست و نشست پشت میزش: لطفاً بشینید
آروم سر تکون دادم و میز رو به رویی نشستم
جیمین :خوش حالم که میبینمتون خیلی وقته دنبال منشی میگردم چون خانم لی (منشی قبلی) به تازگی بچشون زا//یمان کرده و باید مراقب دخترش باشه واسه همین تصمیم گرفتم استرس سرکار رو نداشته باشه و توی خونه کار هارو انجام بده اما کسیو احتیاج داشتم که حضوری در دفترم قرار داشته باشه سر جلسه ها همراهم باشه و سفر های خارجی هم بتونه باهام بیاد وقتی تهیونگ تورو پیشنهاد کرد خیالم راحت شد که میتونم اعتماد کنم و اینکه زیاد حرف زدم من در خدمتم تا سوالی دارید بپرسید
سوجین ویو
انقدر خوش برخورد و مهربون بود احساس کردم من رئیسم و اون منشیم با انگشتام بازی کردم و بعد چند ثانیه گفتم : میتونین یکم درمورد ...شرایط و حقوقش توضیح بدین ؟
جیمین: بله حتما ..کار اسونیه فقط باید به تلفن ها جواب بدین و پرونده هارو مرتب کنید با من در جلسات حضور داشته باشین و اگر سفر کاری ای پیش اومد همراهم بیاید درمورد حقوق هم هرچقدر مد نظرتون باشه
بلاخره صحبت ها تموم شد )
جیمین :من دارم امشب به خونه تهیونگ میرم همینطور که متوجه شدم دوست ات هستین دوست دارید با من بیاید
سوجین :نه زشته شما برید خوش بگذره
جیمین : زشت تهیونگه نه این قضیه
از این حس رفاقت صمیمیشون خندم گرفت : باشه
....
#بی تی اس #تهیونگ/ فیک /فیک بی تی اس
- ۱۳.۳k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط