{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من ناز بکن تا بکشم نازت را

عشق من ناز بکن تا بکشم نازت را
عشوه کن تا که بنازم قد طنازت را
به هوای رخ زیبای تو ای غنچه ی ناز
شانه زد باد صبا زلف غزلسازت را
به نگاهی کمر و قامت شب را بشِکن
تا قلم ثبت کند شرحی از اعجازت را
گرچه در مرتبه ی عشق تو آخر شده ام
عاقبت کسب کنم رتبه ی ممتازت را
آخر از سوز دلم عاشقی از یادم بُرد
که در آغاز غزل کوک کنم سازت را
سرد گردیده تنم، پیرهنت را بفرست
که فقط حس بکنم گرمیِ اهوازت را
ای عسل گوشه ی غم کِز ننماید چه کند
پرپرش کرده قفس مرغ خوش آوازت را
دیدگاه ها (۵)

عشق من ناز بکن تا بکشم نازت راعشوه کن تا که بنازم قد طنازت ر...

بالابلند عشوه گر نقش باز منکوتاه کرد قصه ی زهد دراز مندیدی د...

این مناظره شعری با شعر ” آزار ” سیمین بهبهانی شروع می شود : ...

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

غلامعلی رعدی آذرخشی شاعر تبریزی

مهناز الله وردی میگونی

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

✨اللهم عجل لولیک الفرج✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط