عشق من ناز بکن تا بکشم نازت را
عشق من ناز بکن تا بکشم نازت را
عشوه کن تا که بنازم قد طنازت را
به هوای رخ زیبای تو ای غنچه ی ناز
شانه زد باد صبا زلف غزلسازت را
به نگاهی کمر و قامت شب را بشِکن
تا قلم ثبت کند شرحی از اعجازت را
گرچه در مرتبه ی عشق تو آخر شده ام
عاقبت کسب کنم رتبه ی ممتازت را
آخر از سوز دلم عاشقی از یادم بُرد
که در آغاز غزل کوک کنم سازت را
سرد گردیده تنم، پیرهنت را بفرست
که فقط حس بکنم گرمیِ اهوازت را
ای عسل گوشه ی غم کِز ننماید چه کند
پرپرش کرده قفس مرغ خوش آوازت را
عشوه کن تا که بنازم قد طنازت را
به هوای رخ زیبای تو ای غنچه ی ناز
شانه زد باد صبا زلف غزلسازت را
به نگاهی کمر و قامت شب را بشِکن
تا قلم ثبت کند شرحی از اعجازت را
گرچه در مرتبه ی عشق تو آخر شده ام
عاقبت کسب کنم رتبه ی ممتازت را
آخر از سوز دلم عاشقی از یادم بُرد
که در آغاز غزل کوک کنم سازت را
سرد گردیده تنم، پیرهنت را بفرست
که فقط حس بکنم گرمیِ اهوازت را
ای عسل گوشه ی غم کِز ننماید چه کند
پرپرش کرده قفس مرغ خوش آوازت را
- ۷۵۶
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط