{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی روزها ؛

بعضی روزها ؛
دلم می خواهد پنجره را باز کنم ،
لطافتِ بِکرِ ابرها را با لبخندهایِ از تهِ دلم هم بزنم ،
چشمانم را ببندم و تصمیم هایِ خوب بگیرم …
بعضی روزها ، از همان گرگ و میشِ صبحش ،
حالِ من خوب است …
آن قدر خوب ؛
که مادرم برایم اسپند دود می کند ،
و همه ی گنجشک هایِ رو به روی پنجره ؛
“کور” می شوند …
دیدگاه ها (۰)

گاهی فقط بیخیال باش …وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی ؛ر...

کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید،...

مرا بگیر و ببر تا سکوت و تنهایی …مرا بگیر و ببر هرکجا که آنج...

کاش میشد....تمام داستان های دنیا را از دهان تو بشنوم !تمام ع...

سفیر کبیر Grand Ambassador

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط