{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یک فصل دوم

پارت یک فصل دوم
دوماه بعد
ات ویو
زمانی که کشتنم انداختنم تو آب بعد که بهوش اومدم دیدم تو یه کشتی هستم
ازشون پرسیدم گفتن که ت آب بودم و تیر خورده بود به کتفم نتونستم برگردم کره چون باید منتظر وایسم ماموریت کشتی تمام بشه بلاخره بعد از دوماه ماموریت این کشتی تمام شد تو این مدت یه دوست پیدا کردم به اسم یوری اون زن صاحب کشتی هست تو افکارم بودم که یوری صدام زد
یوری.ات ات
ات. بله
یوری.رسیدیم کره
ات. واقعاااا
یوری.اره فردا حرکت می‌کنیم سمت سئول
ات. بلاخره میرم پیش تهیونگ
تهیونگ ویو
ت. این دوماه که ات مرده افسرده شدم کسی حتی جرعت نداره بباد سمت اتاقم تمام سعیم رو کردم لیا رو پیدا کنم پیداش کردم خودش رو عشقش رو انقدر شکنجه کردم که مردن شدم یه قاتل زنجیره‌ای تو تمام روزنامه ها اخبار خبر های منه
فلش بک به فردا
یوری.ات بلند شو بلندشو دیگه
ات. هوم چیه(خواب‌آلود)
یوری.یه ساعت دیگه به کره حرکت می‌کنیم
ات. هوام باشه
ات ویو
خب وقت که دارم بزار یکم تلویزیون نگاه کنم
زدم یه شبکه داشت اخبار میگفت
اون اون.......
بچه ها نظر هاتون رو بگید
حمایت کنید
مرسی
#فیک‌تهیونگ‌
دیدگاه ها (۹)

فلش بک به رستورانکوک.چشماتو ببندات.چراکوک. چون چ چسبیده راات...

پارت دو فصل دوات.اون اون تهیونگ بود قاتل زنجیره‌ای که هرروز ...

پارت آخر فصل ۱ات وت تهیونگ .چی لیا بین مال و اموالت و ات یکی...

کوک. چه غلطی کردی ها جرعت داری یه بار دیگه حرفتو تکرار کن سو...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۱۹ات ویو صبح زود بیدار شدم چون ...

A love that begins with jealousy ✨part2:رفتم تست دادم اومدمر...

#غیر_ممکنه_عاشقت_شمپارت: ¹³از پله ها بالا رفت به سمت اتاق ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط