#سناریو
#سناریو
°•○●~وقتی خوابن و بالای سرشون بادکنک میترکونی
~ نامجون:یااا حضرت پشم...چیه....ا.ت...خوبی چی شده
ا.ت:هیچی
نامجون:.....
~ جین:ا.ت خوابیده بودماااا
~ شوگا :منو به خاطر یه باد کنک از خواب ناز بیدار کردی!
~ جیهوپ :یاااا...چیه
~ جیمین :اوههه.....چاگی....چیکار میکنی بالا سر من
~ تهیونگ :ا.ت فقط وقتی خوابی حواست به خودت باشه
~ جونگکوک:وای سردر گرفتم
*پامیشه میره یکم شیرموز میخوره آروم میشه بازم میره میخوابه
`
°•○●~وقتی خوابن و بالای سرشون بادکنک میترکونی
~ نامجون:یااا حضرت پشم...چیه....ا.ت...خوبی چی شده
ا.ت:هیچی
نامجون:.....
~ جین:ا.ت خوابیده بودماااا
~ شوگا :منو به خاطر یه باد کنک از خواب ناز بیدار کردی!
~ جیهوپ :یاااا...چیه
~ جیمین :اوههه.....چاگی....چیکار میکنی بالا سر من
~ تهیونگ :ا.ت فقط وقتی خوابی حواست به خودت باشه
~ جونگکوک:وای سردر گرفتم
*پامیشه میره یکم شیرموز میخوره آروم میشه بازم میره میخوابه
`
- ۴.۰k
- ۲۴ آذر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط