شب فرو میافتاد ،
شب فرو میافتاد ،
به درون آمدم و پنجرهها
را بستم ، باد با شاخه
در آویخته بود
من در این خانه تنها ، تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم ك کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجرهام میگرید
صبحگاهان شبنم
میچکید از گل سیب . .
- ابتهاج
به درون آمدم و پنجرهها
را بستم ، باد با شاخه
در آویخته بود
من در این خانه تنها ، تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم ك کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجرهام میگرید
صبحگاهان شبنم
میچکید از گل سیب . .
- ابتهاج
- ۲.۴k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط