{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک سانزو

فیک سانزو
-۵- * 3 ساعت بعد از زبان ا.ت *
دراز کشیده بودم روی تخت و کتاب می خوندم که یهو صدای در اومد. یوکی داشت ظرف هارو می شست برای همین من رفتم که درو باز کنم...
سانزو: س...سلام ا.ت
ا.ت: سانزو سان!؟ حالتون خوبه؟ این چه سرو وضعیه؟؟
زانوی شلوارش پاره شده بود و خون میومد. پیشونیش هم خونی بود.
معلوم بود حالش خوب نیست.
سانزو: خوبم چیزی نیست...
دستشو گرفتم و بردمش تو اتاق.
ا.ت: یوکییییییی بیا تو اتاق. باند و الکل و یذره پماد هم اگه دارید بیار.
یوکی؛ چشم (آورد)
با الکل زخمش رو تمیز کردم و به زانو و پیشونیش پماد زدم.
بعد اروم با باند بستمش...
سانزو: کارت خوبه...
ا.ت: ممنونم سانزو سان. تموم شد؛ حالا دراز بکشید و استراحت کنید تا به بدنتون فشار نیاد.
سانزو: بیا بغلم بخواب.
ا.ت: ام...
سانزو: بیا دیگه خسته‌ام
ا.ت: های...
سانزو: خیلی رسمی رفتار می کنی. نگران نباش کاریت ندارم. ولی دوست ندارم انقد جدی رفتار کنی و بهم بگی سانزو سان.
ا.ت: خب اخه...
سانزو؛ چون و چرا نداریم
چونمو گرفت و محکم بوسیدم.
احساس خوبی بود...
کمرمو گرفت و منم دستمو دور گردنش حلقه کردم.
سانزو: درسته چند ساعته که دیدمت... ولی دوست دارم. ترکم نکن
ا.ت: های...



(باکوگو اسم اون بازیو بگوووو😭😂)
دیدگاه ها (۴۸)

وای اره😭😂

منم قربونت برم با اینکه نمی شناسمتتتتت🥹❤️‍🩹

به قول یکی موهاشون شبیه آناناس بوده اون زمان😂😂

بلاخره پارت دادمممممریندو : چی ؟ا/ت : ام میخواستم بگم که ......

(❁´◡❁)hiخب یه هنتای از مایکی بونتن ، لیلیلی که درخواسته یکی...

واکنششون وقتی می بینن داری سیگار می کشی......اعضای باتن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط