{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کعبه ام بر لبِ آب

کعبه ام بر لبِ آب
کعبه ام زیر اقاقی هاست
کعبه ام مثل نسیم ،
می رود باغ به باغ ،
می رود شهر به شهر
حجر الاسودِ من
روشنی باغچه است...


👤 سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد :چه سیب های قشنگی !حیات نشئه...

من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.رفتم، رفتم تا زن!تا چراغ ل...

خیره چشمانش با من گوید:کو چراغی که فروزد دل ما؟هر که افسرد ب...

پارت چهارم روزی روزگاری غم: غم پاشو گذاشت بیرون نسیم خنک‌ و ...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط