{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقا سلام برغزل اشک ماتمت

آقا سلام برغزل اشک ماتمت
بر مسجد و حسینیه و روضه و دمت

چندی گذشت در غم هجران اشک تو
پرمی کشید دل به هوای محرّمت

آقا سلام ماه محرّم شروع شد
آمد بهار زخم دل ما و مرهمت

خون می شود دل همه عالم زه قصه ی
آن لحظه های آخر و گودال و آن غمت

در بین روضه غم دل من را گرفته بود
وقتی رسید روضه به انگشت و خاتمت

ما بین این همه غم و اشک وفراق وداغ
ای زینب آمدم که شوم یار و همدمت

زینب چه قدر شکل جوان مادرت شدی
با صورت کبود و همان قامت خمت
#محرم
دیدگاه ها (۲)

هر کسی قطره بُوَد ذکر تو دریاش کند هر که سرمست تو شد مهر تو ...

روشن کردن شمع در شام غریبان نماد چیست؟ شام غریبان ترسیم آن ل...

شعر شب هفتم محرم : شاعر حسن لطفی وقتی لبان کوچک تو بی جواب ...

شعر روز عاشورا(شام غریبان) شاعر: رضایی اگر که دل شکسته ‏ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط