یه شب ک خیلی دلتنگش بودم

یه شب ک خیلی دلتنگش بودم
نشسته بودم و خاطراتمو مرور میکردم
یاد حرفاش
صداش
قربون صدقه هاش میفتادم
یهو بالشمو بغل کردم دستمو گذاشتم رو قلبم گفتم خفه شو دیگه بسه
مگه کاراشو یادت رفته؟
اخرین حرفش ک بهت گفت هررررررری
یهو صفحه گوشی روشن شد
منم ک حوصله خوندن اس جدید نداشتم
بازم مثل همیشه میخواستم بدون خوندن حذفش کنم
یهو چشمم افتاد ب فرستندش!
بازم میخواستم حذفش کنم که یهو متنشو دیدم
نوشته بود دوست دارم دیوونه!
لحنش مث قبلنا بود
همه اتفاقای گذشته رو یادم رفت
نوشتم منم دوست دارم عشقم
اومدم با لبخند sent رو بزنم ک نوشت
ببخشید #اشتباه شد!
دیدگاه ها (۵)

شب خوابم نمیومدم نشستم داداشمو ارایش کردم خخخخخخخخخ بیچاره ف...

هوراااااا من همه چی برا عید خریدم فقط شالم مونده نظر بدید خو...

کاش این غذا رو .......بیخیال کدبانو شدم دیگه نظر لطفا

نوشت سلام نفسمبا اینکه تازه بهم گفته بود شب ب خیر عشقم چه #ا...

خسته از عشق.پارت سوم.(متن نامه)سلام جونگ کوکم خوبی؟من که عال...

part 4::ویو هیون:هوف دلم میخواست همونجا الکس رو بکشم،هِع فک ...

اردو پارت ۸ویو ات:سر و کمرم درد میکرد چشممو باز کردم دیدم تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط