{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو تا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:

دو تا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:

اگه بگی گل کدومه می مونم ...!

چه انتخاب سختی بود

ترس از دست دادنش تمام وجودمو فرا گرفته بود ...

برای از دست ندادنش محکم زدم پشت دست چپش

و گفتم این گُله ...!

دستشو باز کرد ...

گل بود!

اشکام روی گونه هام جاری شد

حواسش نبود، وقتی با دست راستش اشکامو پاک کرد

فهمیدم تو دست راستش هم گل بود

«آنکه تو را می خواهد، به هر بهانه ای می ماند»
دیدگاه ها (۱)

سو: باشه مس منم کمکت میکنمهر دوتاشون در حال حفاظت از میزوکی ...

باغ//جونگکوک« داداشی؟»& بله جونگکوک« میخوای سوار تاب بشی؟»& ...

ابلیس

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4وقتی تو مدرسه دعوات شد............ «ویو ا.ت» یه نگ...

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 5_الان نه 23 دقیقه و 30 ثانیه+چه دقیق_منو دست کم گر...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2 وقتی یکی تورو کتک زده و جیمین باخبر میشه...«ویو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط