من از ملاقات خویش بود که خوشوقت شدم

من از ملاقات خویش بود که خوشوقت شدم؛
و پس آنگاه هیچکس را یارای آن نبود که مرا از من بگیرد که این کس همه کسم شد؛ به هر جا و به هر وقت و به هر حال…
دیدگاه ها (۱)

پرنده لبه پنجره نشسته بود می خواست شعر و ترانه و دلدادگی سر ...

نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های طولانی پ...

+ میون همه دروغ‌هاش، یک حرف قشنگ زد_چی؟+ همیشه می‌گفت عکس ها...

تو همون حدس اول رنگ مورد علاقه‌مو درست گفت!ولی بین خودمون بم...

هرشب به این فکر میکنم اگر ادم بهتری بودم شاید باز هم تو بودی...

﷽‌#آقاجانم🍃فکری برای حال بد این گدا کنیدباشد قبول من بدم اما...

شدم مجنون و از من برده دل ؛لیلای چشمانتنگاهم کردی و آخر شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط