{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی جدید پارت

زندگی جدید ( پارت۸)
ویو ا/ت
وقتی چشمامو باز کردم توی جایی شبیه بیمارستان بودم بهم سروم وصل بود که دیدم یه پسره‌ی خوشتیپ دستمو گرفته داره گریه میکنه انگاری منو میشناخت ولی من اصلا نمیشناختمش (بچه ها توجه داشته باشید ا/ت فقط تهیونگو فراموش کرده 😂) الانم یه چند روزیه که بستریم و فردا مرخص میشم وقتی از پرستار پرسیدم بهم گفتن هزینه عملو همون پسره که انگاری اسمش تهیونگه حساب کرده .
فردا ظهر
بالاخره مرخص شدم اخیشش ،،،برای خودم لم داده بودم روی مبل و رفتم اکسپلور گردی که یهو ویدیو از اون پسره دیدم که انگاری داره توی کنسرت آهنگ میخونه با خودم گفتم یعنی سلبریتی چیزیه؟ وایسا سرچ کنم گوگل ،،،،،(مثلاً سرچ کرد بیو گرافی تهیونگ و همه چیزو راجب به بی‌تی‌اسو تهیونگ خوند چون همه‌ی اینارو یادش رفته ) چیییییی یا خدا از یعنی الان این پسره تهیونگ داشت برای من گریه میکرد خدایااا چی به چیه کی به کیهه اون چه نسبتی با من دارههه خدا من کجا اوت کجا


ویو تهیونگ:
من نباید دیگه نزدیک ا/ت بشم اون الان بخاطر من اینطوری شده باید ازش فاصله بگیرم نمی خوام دوباره بش آسیب بزنم.


چند ماه بعد
ویوا/ت
ا/ت: الان چندماه افتادم روی قلق و سرکارمو میرم و زندگیمو راحت شروع کردم اما راستیتش یه چند شبیه یه خوابایی میبینم یه خوابای عاشقانه ولی بیشتر انگار شبیه خاطرس نه خواب چون واقعیه انگار قبلاً تجربش کردم وقتی اون دستامو میگیره ،،بغلم می‌کنه ،،،می بوستم،،موهامو نوازش می‌کنه ،،شبیه خواب نیست یه تجربس چون انگاری برام اشناس ولی بدیش اینجاس که اصلا چهره‌ی اون فرده معلوم نیست واقعا رو مخه.

ادامه دارد....
حمایت یادتون نره گوگولی ها🎀🌟
دیدگاه ها (۱)

گوگولیی

اعتماد کن و صدارو زیاد کن 😁

𝒑𝒂𝒓𝒕:1سلام ،،سلام من ا/ت هستم ۲۵ سالمه ۴ سالی هست که به عنوا...

خدایا اینا چقدر کیوتنن🥺🎀

خون آشام پنهان ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط