{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام سلام من ات هستم سالمه سالی هست که به عنوان یه ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:1
سلام ،،سلام من ا/ت هستم ۲۵ سالمه ۴ سالی هست که به عنوان یه ایدل کار میکنم در واقع وقتی از ایران برای تحصیل مهاجرت کردم کره که یروز دیدم نفر داره میاد سمتم وقتی باش روبرو بهم گفت : سلام من پارک مینجی هستم داخل کمپانی (وای‌ جی) کار میکنم اگه بخای میتونیم باهم بریم تا اونجا اودیشن بدی و برای اینکه بش اعتماد کنم یه کارتی بهم نشون داد و فهمیدم واقعا از کمپانیه وایجیه دیگه منم باش رفتمو اودیشن دادم و قبول شدم . خوب من تازه سه ماهم نشده بود که اومده بودم کره و خوب اون موقع ۱۸ سالم بود . یعنی من از ۱۸ سالگی تا ۲۱ سالگی کارآموز بودم بعدشم به عنوان خواننده اصلی گروه دبیو کردم و الانم یکی از معروف ترین ایدلای،،دخترم
ویو ا/ت بعد کنسرت
وای دخترا کنسرت امروز عالی بود فقط یچیز من خودم تنهایی میخوام برم یذره پیاده روی کنمو حالم جا بیاد خودمم می پوشونم تا طرفدارا نشناسنم
سوجین: باش فقط مواظب خودت باش
ا/ت: با دخترا خدافظی کردم و از استودیو زدم بیرون همینطوری داشتم دور ترو دور تر میشدم که وارد یه کوچه‌ی تاریک شدم داشتم اینورو اون ورو نگاه کردم که یهو صدای تیر شنفتم دروغ نباشه ریدم تو خودم،، منم مثل چیی فضول صدارو که دنبال کردم رسیدم به ته کوچه که بمب بست بود پشت یه ستون قایم شدمو سرمو برگردوندم دیدم یه مردی روی زمین افتاد و کل زمینو هم خون فهمیدم مرده،، بالا سرشم یه پسره‌ی خوشتیپ که اسلحه هم دستش بود دیدم فهمیدم اون کشتش با خودم گفتم ( خاک تو سرت داری چکار می‌کنی فقط باید فرار کنی که گیر نیوفتی ) تا اومدم در برم که پامو گذاشتم روی یه چوب که صدای بلندی داد به خودم لعنت فرستادم
ویو تهیونگ
بعد از کشتن یکی از زیر دستای خیانت کارم داشتمو کتمو مرتب میکردم که صدایی شنفتم سرمو برگردوندم که دیدم یه دختری هستش چون تاریک بود چهرشو ندیدم ولی از اونجایی که شاهده این قتل بوده باید با خودم ببرمش عمارت کی می‌دونه شایدم جاسوس باشه سریع دستور دادم ببرنش توی ماشین
ا/ت: دارین چکار میکنین ولم کنین بخدا به کسی چیزی نمیگم من هیچی ندیدم ولم کنیددد که یهو چشمام سیاهی رفت
تهیونگ : چون خیلی داشت جیغو داد میکرد ‌با مواد بی هوشی بی هوشش کردم و بردنش توی ماشین و بردیمش اعمارت ..... بعد یه ساعت رسیدیم،،،،ودستور دادم بزارنش توی یه انباری تاریک ،،فعلا خستم فردا صبح ازش باز جویی میکنم.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

زندگی جدید ( پارت۸)ویو ا/ت وقتی چشمامو باز کردم توی جایی شبی...

گوگولیی

خدایا اینا چقدر کیوتنن🥺🎀

فقط جیمینن🤣🤣

Part 3 ا،ت ویو چشمام وا شد دیدم روی یک تختم دست و پاک هم ب...

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم صبح از دید ا/ت :بیدارشدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط