{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که یهو صدای تیراندازی اومد

که یهو صدای تیراندازی اومد
ا.ت:ش...شوگا
شوگا:نترس عزیزم هانول تو و ا.ت برید به مخفی گاه
هانول:باشه ا.ت بیا بریم
ا.ت:چی؟پس تو چی میشی؟
شوگا:نگران نباش خوشگلم اتفاقی برای من نمی‌افته تو فقط دنبال هانول برو باشه؟
ا.ت:ب...باشه
هانول اومد سمتم و دستم رو گرفت که یهو در شکست
هانول:ا.ت فقط بدو
با هانول دویدیم طبقه ی بالا که هانول منو برد تو اتاق شوگا و رفت سمت میز کارش و حلش داد جلو فرش رو زد کنار که دیدم زیرش ی راه پله هست
هانول:ا.ت دنبال من بیا
بعد هانول یکی یکی پله هارو پایین رفت منم دنبالش رفتم که رسیدیم به ی جای خیلی خوشگل که دور تا دورش تفنگ های مختلف بود هانول یکی از تفنگ ها رو برداشت
هانول:ا.ت تو همینجا بمون باشه؟
ا.ت:لطفا مراقب خودت باش
هانول:باشه قشنگم
بعد بغلش کردم اونم بغلم کرد وقتی ازم جدا شد از پله ها رفت بالا و من تنها موندم
(چند دقیقه بعد)
تو فکر بودم که صدای جیغ اومد وایسا‌...این صدای هانول نکنه براشون اتفاقی افتاده باشه یکی از تفنگ ها رو برداشتم و از پله ها بالا رفتم وقتی بچه بودم داییم که پلیس بود بهم تیراندازی یاد داد و کلی ترفند که اگر جایی گیر کردم ازشون استفاده کنم من واقعا تو تیراندازی حرفه ای بودم اولاش میترسیدم اما چند بار که ازش استفاده کردم هم نشونه گیریم عالی شد هم اینکه ترسم ریخت
بدو بدو رفتم پایین که دیدم هانول پاش تیر خورده و افتاده رو زمین و ی دختره هم روی سرش تفنگ گرفته و شوگا هم رو به روشون وایساده
دختره: ...



خب امیدوارم خوشتون اومده باشه و اینکه حمایت یادتون نره🐥💛
دیدگاه ها (۵)

یکی گفت لباس کوک و فیلیکسم بزارماولی کوکدومی فیلیکس

بچه ها یکم دیگه هم شوگا رو میزارم هم کوک رو ولی حمایت هاتون ...

بچه ها اینترنتم ته کشیده اگر تونستم براتون پارت بعد شوگا رو ...

اولی ا.تدومی بورام

طراح عشق

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

من پارک جیمین هستم 26 سالمه من کیم ا/تو هستم 19 سالمه ا/ت. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط