{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم به خویش درد مرا چاره می کند..

گفتم به خویش درد مرا چاره می کند..
پلکی نگاه ، بر منِ آواره میکند..

از قاصدان سراغ گرفتم ..گریستند..
گفتند: " نامه های تو را پاره می کند"
دیدگاه ها (۱)

مُرده ام تازگی نمی دانی...خانه بی تو مثل یک قبر است...صبر شا...

شبیه اشک آرام و شبیه بُغض سنگینم...مرا از دور تماشا کن..من ا...

من سالیانی هست که باران نمی بینم...چندیست میگردم ولی ایمان ن...

فهمیده ام از هوای چشم خیسمپیـچیده تر از شلـوغی پاریـسم! محمد...

به من مى گفت:چشم هاى تو مرا به اين روز انداخت.اين نگاهِ تو ك...

من از نامه های بکرومزه اسکرین شات گرفتم که بعدا بزنم ترجمه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط