{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره را باز ڪردم

پنجره را باز ڪردم
به #آفتاب سلام ڪردم....
به درختان لبخند زدم .....
با نسیم سحر هـم ڪلام شدم ...
بساطِ صبـحانه را چیـدم ...
به گلهـاے باغچـه آب دادم ....
خلاصه .....
هرڪاری ڪردم ...
ڪسی نفهمــد ....
ڪه ندارمت...
دیدگاه ها (۱)

لبخند ڪہ مےزنےماتِ تصویرت میےشوم زل میےزنم بہ چشم‌هایتزیر لب...

‌‌چشمان •تُــــو•میراث تمام •عاشقـــانه‌• هایمن است جُز •خُـ...

عشق جانم دلم به بودنت قرصه همین که کنارمی ، همین که مث کوه پ...

گمونم خیلی لذت بخشه وقتی ازش می‌پرسی: دوست داشتن یا عشق؟ اون...

پارت چهارم نماد مرگ

پارت جدییییییییید

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۴۰صبح زودتر راه افتادم که دیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط