{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب فرو می افتاد

شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها را بستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه
تنها، تنها
غم عالم به دلم ریخته بود...
دیدگاه ها (۳)

بعضی از آدم ها گویی فقط از شنیدن دروغ بیزارند،ولی با گفتنش م...

بہ ﺭﺍستے چہ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﻟﺒﻬﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ ﻗﻠﺒﻬﺎ...

دردی که انسان را به سکوت وا میداردبسیار سنگین تر از دردیستکه...

خــستــہ امـ …از صبورے خــستـــہ ام …از فــَریــــادهایے که ...

هر کسی فکرش آشوب است ...شب ها هر کسی پشت پنجره ی خانه اش درو...

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد...

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط