{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در من چند نفر زندگی می کند

در من چند نفر زندگی می کند
که هرگاه " من " خسته می شود
یکی دستش را میگیرد
و از روی زمین بلندش می کند
دیگری دلداریش می دهد
آن یکی هم نمیگذارد بیخیال آرزوهایش بشود.
و حالا " من "
خسته تر از همیشه
دیگر جانی برایش نمانده
به زانو افتاده
دلش می خواهد زندگی را بگذارد زمین و برود بیخیال آرزوهایش بشود
بیخیال تمام آن رویاهایی که همین حالا
در مسیرشان قرار گرفته
و هیچکس نیست
که دستش را محکم بفشارد
من های وجود من همگی خسته اند...




زهرا افشار
دیدگاه ها (۱۷)

تقدیم به دوستان گلم 😊 💜 💛 💚 💙 ❤

این که حسین فریاد می زند پس از این که همه عزیزانش را در خون ...

آدم گاهی افسرده نیست، فقط خسته است؛ خسته از سال‌ها تلاش کردن...

بازی های میراثنویسنده جنیفر لین بارنزژانر معمایی و جناییدرب...

---### رمان: سایه‌های ممنوعه (پارت6)بعد از آن شبِ طوفانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط