{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part ¹.........

روی تخت ولو بود ، سردرد شدیدی داشت و حتی به جا به جا شدن از تو جاش فکر هم فکر نمی‌ کرد .

مصرف بیش از حد الکل هیچ وقت براش آزار دهنده نبود ، حداقل تو این سن .

به این موضوع عادت کرده بود ، بعد از شب های متعدد همنشینی با پدرش این تبدیل به یه موضوع عادی شده بود .

ولی به طرز وحشتناکی سردرد داشت با پیدا کردن قرص مسکن زیر تختش که تو جعبه ی کمک های اولیش بود کمی بهتر شد .

تا خودشو رو جمع و جور کنه در اتاق به صدا در اومد ، با باز کردن در متوجه خدمه ی خونه شد .

از طرف پدرش یا بهتر بگیم رئیس یه بسته داشت .

_________--------------_________
دیدگاه ها (۰)

part ²............ خدمتکار بدون توضیح اونو تحویل داد و رفت ،...

part ³..............بعد از خشک شدن بدنش بانداژ های سفید رنگش...

آم خیلی رندوم فیکمو به اینجا انتقال میدم چون ممکنه اون یکی ا...

خوش اومدیناگه این پیجمو@by_by_seeya به جای اینجا فالو کنید خ...

دوستان و عزیزان یاور من خیلیلیلیلیل ممنونن از حمایتاتونننن د...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:10فوریه_2020روز رفتن جینا بود و دیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط