{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بدجور هوس کرده دلم نازبرقصی

بدجور هوس کرده دلم "ناز"برقصی!
در خلوت بی پنجره ام"باز"برقصی

من "مولوی"ی چشم غزلپوش توباشم
تو در غزلم با دف و آواز برقصی

هر چند که ناکوک تر از سوز دلم نیست!
اما کمی ای کاش به این ساز برقصی

وقتی که دلم لک زده در ترس قناری
ای کاش پر از جرات پرواز برقصی

تا چشم تو در خاطر هر شهر بماند،
در حافظه ی حافظ شیراز برقصی

چون سهم من از عشق،فقط خانه به دوشی ست
غم نیست اگر-خانه برانداز-برقصی

در فصل پر از زایش غم،این چه "ویار"ی ست؟!
بد جور هوس کرده دلم ناز برقصی..
دیدگاه ها (۲)

تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردمآن همه خاطره را طعمه ی حسر...

شاعری خسته ام از دستِ تو بیمار منمراوی چشم تو در این همه اشع...

ستاره ای شده ام غرق آسمان دلتکه راه عشق کشاندم به کهکشان دلت...

نازنیم بودی و نازت مرا دلگیر کردکاش میشد درد دلهای مرا تصویر...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی،  باز  همانم که هما...

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

پارت ۲۰ایتاچی با شوک افتضاحی از خواب پرید، سیخ روی تختش نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط