{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تمام طول تاریکی

در تمام طول تاریکی
سیرسیرکها فریاد زدند
ماه ای ماه بزرگ
در تمام طول تاریکی
شاخه ها با آن دستان دراز
که از آنها آهی شهوتناک
سوی بالا می رفت
و نسیم تسلیم به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز
و هزاران نفس پنهان در زندگی مخفی خاک
و در آن دایره سیار نورانی شبتاب
دقدقه در سقف چوبین
لیلی در پره
غوکها در مرداب
همه با هم ‌ ‚ همه با هم یکریز
تا سپیده دم فریاد زدند
ماه ای ماه بزرگ ...
در
تمام طول تاریکی
ماه در مهتابی شعله کشید
ماه
دل تنهای شب خود بود
داشت در بغض طلایی رنگش می ترکید
دیدگاه ها (۱)

معمای عجیبی استدر قلب منیامامن زندانی توام

دلم در بند زندانیست دراعماق...که میپیچد صد ها بار صدای من به...

گاهی که دلم میگیرهمیرم با باد همسفر میشممیرم با بارون درد دل...

دارم فکر میکنمکه چرا به تو فکر میکنمو هرشب قبله ام راسوی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط