{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی آهسته تر من خسته ام

زندگی آهسته تر من خسته ام
کوله بار پاره ام را بسته ام
زخم پایم درد دارد٬ صبر کن
تا کسی مرهم گذارد٬صبر کن


صبر کن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری ببارد شبنمی
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شبها نبود

صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیاهی ها تلاطم کرده ام
صبر کن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را پا کنم...
دیدگاه ها (۱۲)

حکـــــــــــــــــــــایت من…حکایت کسی بود که عاشق دریا بود...

شبی دوباره و ای کاش های تکراریفدای چشم قشنگت هنوز بیداری ؟به...

❤❤به افتخار هر چی اردیبهشتی❤❤

واژه ها طعم نفس های تو را می دادندقاصدکها غزلت را به خدا می ...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۵«درِ سیاه»تق...تق...تق...صدای ضربه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط