{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر سفره شام یادم که به دروغ هایت می افتدبغض میکنم اشک در

سر سفره شام یادم که به دروغ هایت می افتدبغض میکنم اشک در چشمانم حلقه میزند همه متعجب نگاهم میکنند لبخند میزنمو میگویم چقدر داغ بود
دیدگاه ها (۱)

محبــــــــت زیادےهمیشہ آدمارو خراب میڪنہ...گاهے آدمــــا می...

|• انقدر الکـــــ خندیدم که همه فهمیدن که یه دنیا غم و غصه ...

عِلَتِـ مَرگـ؟

چقدر سخته، عاشق یکی بشی که نباید بشی... چقدر سخته، بخاطر اوم...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

𝐒𝐇𝐀𝐃𝐌𝐄𝐇𝐑 𝐀𝐆𝐇𝐈𝐋𝐈 🎻بــه نـبــودنـت...از کـنـار کـه نـگـاه مـیـ...

دروغ شیرین پارت بیست و سومدفتر را میبندم ولی توانایی بالا او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط