{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:
یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد.
همه با تعجب نگاهم کردند لبخند زدم و گفتم:
چقدر داغ بود..
405/5/11
🤍
#کوردی
#غمگین
#دلتنگی
#کپی_ممنوع🚫
دیدگاه ها (۳۴)

- درد یعنی شعر بگویم بهر دلتنگیِ تو ،تو ندانی و بخوانی بهرِ ...

شۆڕشی من چاوەکانی ئەو بوو . .❤️‍🩹یعنی .!انقلابِ من چشمان او ...

شده تاحالا دل تنگ کسی باشیو... از شدت غم وحشیو هار شوی؟

در دلـم دردیست کـہ غـوغـا مـے کـنـد،گـاهـے لبم مـے خندد و قل...

💘⛓️... -داشتم چای می‌نوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ‌:) و اشک د...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۳راهش نیست.. لبخند زدم و گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط