{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

NH

NH
چه کسی حرف مرا می فهمد؟
چه کسی درد مرا می داند؟
در پس پرده ی اشک چشمم
چه کسی راز مرا می خواند؟
چه کسی واژه ی تنهایی را
در دل غم زده ام می بیند؟
با سر انگشت محبت چه کسی
قطره ی اشک مرا می چیند
سال ها غیر خداوند بزرگ
هیچ کس از غمم آگاه نبود
توشه ی زندگیم در همه عمر
جز غم و غصه ی جان کاه نبود
مرگ یک روز و یا یک شب سرد
چشم غمگین مرا می بندد
شاید آنجا پس از این رنج و عذاب
سردی گور به رویم خندد.
دیدگاه ها (۲)

NHپر زدن از دام ابریشم به من هم می رسدشادمانی های بعد از غم ...

NH...حکم دل کردم...ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس ...

باز در چهرهٔ خاموش خیال,خنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و...

..NHنسیمی بافه های گیسوانم را رها کردهخدا با بی قراری سرنوشت...

شعر را تا آخر بخونید و با آن صفا کنید. و با لینک مجازی هم بف...

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم ویو آنا::«نه» صدایش مانند نجوای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط