{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part7

ازش پرسیدم: منظورت چی بود یعنی حرفایی که توی نامه زدی درباره خانواده ام اونا.. کاری باهات کردن؟

ا. ت: چی.... نه چیزی نیست فقط یه چیز الکی نوشتم


جیمین: چشمات گرد شدن پس یعنی داری دروغ میگی بگو


ا. ت همه چیز رو توضیح داد راجب تمام اتفاقات و کارای یونا *یونا ا. ت رو باز هم اذیت کرد*

جیمین عصبی شد و ا. ت رو بغل کرد و سوار ماشین شدن حرکت کردن سمت عمارت و بعد از اینکه رسیدن جیمین دید ا. ت هنوز هم میترسه

ویوی جیمین دیدم ا. ت به من نگاه میکنه فهمیدم ترسیده وقتی وارد شدیم
دیدگاه ها (۷)

ویوی کوک از اون روز به بعد تصمیم داشتم که ا. ت رو خونه تنها ...

Part 14

Part6

ادیت خودمه چطوره؟

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط