Part7
ازش پرسیدم: منظورت چی بود یعنی حرفایی که توی نامه زدی درباره خانواده ام اونا.. کاری باهات کردن؟
ا. ت: چی.... نه چیزی نیست فقط یه چیز الکی نوشتم
جیمین: چشمات گرد شدن پس یعنی داری دروغ میگی بگو
ا. ت همه چیز رو توضیح داد راجب تمام اتفاقات و کارای یونا *یونا ا. ت رو باز هم اذیت کرد*
جیمین عصبی شد و ا. ت رو بغل کرد و سوار ماشین شدن حرکت کردن سمت عمارت و بعد از اینکه رسیدن جیمین دید ا. ت هنوز هم میترسه
ویوی جیمین دیدم ا. ت به من نگاه میکنه فهمیدم ترسیده وقتی وارد شدیم
ا. ت: چی.... نه چیزی نیست فقط یه چیز الکی نوشتم
جیمین: چشمات گرد شدن پس یعنی داری دروغ میگی بگو
ا. ت همه چیز رو توضیح داد راجب تمام اتفاقات و کارای یونا *یونا ا. ت رو باز هم اذیت کرد*
جیمین عصبی شد و ا. ت رو بغل کرد و سوار ماشین شدن حرکت کردن سمت عمارت و بعد از اینکه رسیدن جیمین دید ا. ت هنوز هم میترسه
ویوی جیمین دیدم ا. ت به من نگاه میکنه فهمیدم ترسیده وقتی وارد شدیم
- ۶.۹k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط