{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویوی کوک از اون روز به بعد تصمیم داشتم که ا. ت رو خونه تن

ویوی کوک از اون روز به بعد تصمیم داشتم که ا. ت رو خونه تنها نزارم احساس میکردم کنار خودم باشه خیلی بهتره


کوک: خوشگل خانوم نظرت چیه که بیای شرکت پیش من تا دیگه تنها نباشی


ا. ت: چی واقعا اما من که نمیدونم باید اونجا چیکار کنم کوک دیوونه شدی


کوک: اره دیوونه ی تو ام

ا. ت: کوووک

کوک: خیلی خب حالا میای یا نه البته اگه نخوای هم خودم میبرمت *چشمک*


کوک: راستی خیلی هوس کردم نظرت چیه....

ا. ت: نه

کوک:چرااا

ا. ت: نه کوک تو دیگه از کنترل خارج میشی


کوک: نمیشم *مافیا هم باشی پیش پرنسست خودتو لوس میکنی*

ا. ت: عوووم نه


کوک: اما

ا. ت نزاشت کوک ادامه ی حرفشو بزنه

ا. ت: اما نداریم میرم بخوابم تو هم بیا

ویو کوک. رفتم دنبال ا. ت تا اتاق و لباسم و عوض کردمو روی تخت خوابیدم تا ا. ت از حموم بیاد وقتی اومد خودمو زدم بخواب که یه دنیا بوسم کرد
کم کم داشت خنده میگرفت که ا. ت فهمید


دیدم ا. ت سرخ شده

ا. ت: بیدارییی

کوک:نه بابا کی گفته، خواب بودم

ا. ت خوابید پیش کوک

کوک هم از از فرصت استفاده کرد و روی ا. ت خیمه زد

ا. ت: کوک نه

کوک: قول دادم دیگه سر قولم میمونم

این قسمت ها دارای صحنه 🔞هست و نمیزارم

ویو ا. ت. از خواب بیدار شدم دیدم کوک هنوز خوابه هواستم بلند شم که افتادم و کوک هم بیدار شد

کوک: 😂 کارمو خیلی خوب انجام دادم



بچه ها قرار بود توی پیوی براتون اون قسمتو بفرستم اما متاسفانه نمیشه بعضیا گزارش میدن و من یه ویویدیو گذاشام اون حذف شد برای همین متاسفم نمیتونم براتون قسمت 🔞 رو بفرستم پس دیگه خودتون تصور کنید واقعا ببخشید امیدوارم درک کنید
دیدگاه ها (۷)

Part 14

Part7

Part6

مافیای من

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط