{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم

بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم
بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم

دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود
آخر شدی شهید در این بلا تو هم

آیینه ای مکدرم از دست روزگار
آهی بکش به یاد من,ای بی وفا توهم

چندی ست از تو غافلم ای زندگی ببخش
چنگی نمیزنی به دل این روزها تو هم

ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای
چون دیگران بخند به غم های ما توهم

تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا توهم
«فاضل نظری» #بخون
دیدگاه ها (۱)

این کتاب به بیان زندگی نامه و خاطرات زندگی سردار شهید محمدحس...

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبربستود و ثنا کرد و بدو داد همه...

;از مرگ حذر کردن دو روز روا نیست;روزی که قضا باشد، روزی که ق...

کتاب «نخستین عشق» اثر «ایوان تورگنیف»عشقی که داستان نخستین ع...

#دوستت_دارم پریشان، شانه می‌خواهی چه کار؟دام بگذاری اسیرم، د...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

گل های خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط